متن کامل سخنان دکتر احمدي نژاد در شصت و هفتمين مجمع عمومي سازمان ملل متحد
به نمايندگي از اعضاي جنبش عدم تعهد از همة كشورهاي جهان دعوت مي کنم كه در مسير فراهم آوردن زمينه هاي مشاركت مؤثر و دخالت جدي در تصميم سازي هاي جهاني، نقش فعال تري را بر عهده گيرند چرا امروز که ضرورت بر داشتن موانع ساختاري و تسهيل در فرآيند مشاركت همگاني بيش از هر زمان ديگري احساس مي شود.

متن کامل سخنان دکتر محمود احمدي نژاد به شرح زير است:
بسم الله الرحمن الرحيم
«الحمدلله رب العالمين و الصلوه و السلام علي سيدنا ونبينا محمد و آله الطاهرين و صحبه المنتجبين و علي جميع الانبياء و المرسلين»
سپاس مخصوص خداوند است كه پروردگار عالميان است و سلام و صلوات بر پيامبر خاتم و آل پاك و ياران برگزيده‌اش و همه انبياء‌الهي
«اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه»
اي خداي بزرگ در ظهور وليت كه همراه با سلامتي و پيروزي باشد تعجيل كن و ما را از بهترين ياران و حاميان او و فداكاران در راهش قرار بده
آقاي رئيس، عاليجنابان، خانم ها و آقايان
خداي بزرگ را به خاطر حضور مجدد در اين اجلاس سپاسگزارم.
آمده ايم تا با هم انديشي، زندگي بهتري براي جامعه بشري و ملت هايمان فراهم نمائيم.

من از سرزمين ايران، سرزمين شكوه و زيبايي، سرزمين علم و فرهنگ، سرزمين حكمت و اخلاق، مهد فلسفه و عرفان و ديار مهر و نور، سرزمين دانشمندان، حكيمان، فيلسوفان، عارفان، اديبان، سرزمين بوعلي سينا، فردوسي، مولوي، حافظ و عطار و خيام و شهريار
به نمايندگي از ملتي بزرگ و سرافراز، از پايه گذاران تمدن بشري و از ميراث داران ارجمند جهاني و به نمايندگي از مردماني آگاه، آزادي خواه، دوستدار صلح، مهربان و صميمي كه طعم تلخ تجاوزها و جنگ هاي تحميلي را چشيده و عميقاً قدرشناس ثبات و آرامش اند، اكنون در جمع شما خواهران و برادران خود از سراسر جهان حضور يافته ام تا براي بار هشتم در هشت سال مأموريت خدمتگزاري به مردم شايستة كشورم، به جهانيان نشان دهم كه ملت شريف ايران همچون گذشتة تابناكِ تاريخي اش، انديشه اي جهاني دارد و از هرگونه تلاش و مجاهدت براي تأمين، توسعه و تحكيم صلح ، ثبات و آرامش در جهان كه البته تنها از طريق همفكري و همكاري و مديريت مشترك ميسر است، استقبال كرده و آن را مهم تلقي مي كند.
اينجانب اينجا هستم تا پيام الهي و انساني مردان و زنان فرهيخته كشورم را به شما حضار محترم و به همة مردم جهان ابلاغ كنم. پيامي كه خداي سخن ايران زمين سعدي عليه الرحمه در دو بيت ماندگار تاريخي به همة‌ بشريت چنين هديه كرده است:
بـنـي آدم اعضـــــاي يکديگرند كه در آفرينش زيك گوهرند
چو عضوي به درد آورد روزگار دگر عضوهــا را نمـــاند قرار

طي هفت سال گذشته از چالش ها و راههاي برون رفت و افق آينده جهان سخن گفتم و امروز مي خواهم از منظر ديگري به آن بپردازم.
هزاران سال از پراكنده شدن و زندگي فرزندان حضرت آدم (ع) در بخش هاي مختلف زمين مي گذرد.
فرزنداني كه با رنگها و سلايق و زبانها و آداب گوناگون و در آرزوي ساختن جامعه اي متعالي و رسيدن به زندگي زيباتر و استقرار رفاه و صلح و امنيت پايدار تلاش گسترده اي بعمل آوردند.
اما عليرغم مجاهدت پيگير صالحان و عدالت طلبان و تحمل رنج هاي فراوان توسط توده هاي مردم براي نيل به شادكامي و پيروزي، جز در موارد اندك، تاريخ بشر پر از تلخ كامي و شكست هاست.
لطفاً در ذهن خود لحظه اي تصور كنيد:
اگر خودبرتربيني ها، بي اعتمادي ها، بداخلاقي ها و ديكتاتوري ها نبود و هيچكس به حق ديگري دست اندازي نمي كرد.
اگر به جاي ميزان برخورداري و مصرف، ارزش هاي انساني معيار شأن اجتماعي بود.
اگر بشر دوره سياه قرون وسطي را تجربه نكرده بود و قدرتمندان مانع از شكوفايي علم و انديشة سازنده نمي شدند.
اگر جنگهاي صليبي و دوران برده داري و استعمار واقع نشده بود و ميراث داران آن دوران سياه، در ادامه راه، انساني عمل مي كردند.
اگر جنگ هاي اول و دوم در اروپا و جنگ كره و ويتنام و جنگهاي آفريقا و آمريكاي لاتين و بالكان اتفاق نمي افتاد و به جاي اشغال فلسطين و تحميل حكومت جعلي و نسل كشي و آواره كردن ميليون ها نفر، حقيقت حوادث جنگ دوم اعلام و به عدالت رفتار مي شد.
اگر تجاوز صدام عليه ايران نبود و زورمداران به جاي حمايت از صدام از حقوق ملت ايران حمايت مي كردند.
اگر حادثه تلخ 11 سپتامبر و لشگركشي به افغانستان و عراق و كشتار و آوارگي ميليونها نفر اتفاق نمي افتاد و به جاي كشتن و به دريا انداختن يك متهم بدون محاكمه و اطلاع رساني به مردم آمريكا و جهان يك گروه مستقل حقيقت ياب امكان آگاهي عمومي از كيفيت حادثه و مجازات عاملان آن را فراهم مي آورد.
اگر از افراط گرايي و تروريسم براي پيشبرد سياست ها استفاده نمي شد.
اگر سلاح ها به قلم تبديل مي شد و هزينه هاي نظامي صرف رفاه و دوستي ملت ها مي گرديد.
اگر بر طبل اختلاف قومي، مذهبي و نژادي كوبيده نمي شد و از وجود اختلافات و بزرگنمايي آن مقاصد سوء‌ سياسي و اقتصادي دنبال نمي شد.
اگر بجاي ژست دروغين آزادي خواهي و دادن فرصت براي توهين به مقدسات بشري و انبياء‌ الهي، كه پاكترين و مهربانترين انسانها و هداياي بزرگ خداي بزرگ به بشريت هستند، حق انتقاد به سياستهاي سلطه جويانه و اقدامات صهيونيسم جهاني به رسميت شناخته مي شد و شبكه هاي رسانه اي جهان، مستقل و آزاد، حقايق را منتشر مي كردند.
اگر شوراي امنيت تحت سيطره چند دولت نبود و سازمان ملل مي توانست عادلانه عمل كند.
اگر نهادهاي اقتصادي بين المللي تحت فشار نبودند و منصفانه، كارشناسانه و بر اساس عدالت عمل مي كردند.
اگر سرمايه داران جهاني براي منافع خود، اقتصاد ملتها را به ضعف نمي كشاندند و براي جبران اشتباهات خود، ملت ها را قرباني نمي كردند.
اگر صداقت بر روابط بين الملل حاكم بود و همه ملت ها و دولت ها با حق يكسان و عادلانه مي توانستند آزادانه در امور جهاني مشاركت و براي سعادت بشري تلاش كنند.
و خلاصه اگر دهها وضعيت نامطلوب ديگر در حيات بشري رخ نمي داد و موجود نبود، تصور كنيد در آن صورت زندگي چقدر زيبا و تاريخ چقدر دوست داشتني بود.
بيائيد با هم نگاهي به وضعيت امروز عالم داشته باشيم.
الف): وضع اقتصادي
فقر و فاصله طبقاتي در حال گسترش است.
مجموع بدهي خارجي فقط 18 كشور صنعتي جهان از مرز 60 تريليون دلار گذشته است؛ در حالي كه بازگشت حتي نيمي از اين رقم فقر را از صاحبان منابع و از جهان ريشه كن مي كند.
اقتصاد متكي بر مسابقه مصرف گرايي به بهره كشي از انسان، به نفع عده اي معدود انجاميده است.
خلق دارائيهاي كاغذي، با اتكاء‌ به قدرت و تسلط بر مراكز جهاني اقتصاد، بزرگترين سوء استفاده تاريخ است و يكي از عوامل اصلي بحران اقتصادي است.
گزارش شده است كه تنها توسط يك دولت، 32 تريليون دلار دارايي كاغذي خلق شده است.
برنامه ريزي توسعه و مبتني بر اقتصاد سرمايه داري، با حركت در دايره بسته، موجب رقابت غيرسازنده و مخرب شده و در عمل شكست خورده است.
ب): وضع فرهنگي
مكارم اخلاقي نظير جوانمردي، پاكي، صداقت، مهرباني و فداكاري از منظر سياستمداران حاكم بر مراكز قدرت جهاني، مفاهيمي ارتجاعي و مانع از پيشرفت اهداف تلقي مي شود. رسماً از عدم اعتقاد به حاكميت اخلاق در مناسبات سياسي و اجتماعي سخن مي گويند.
فرهنگهاي اصيل و بومي كه حاصل قرن ها تلاش و فصل مشترك زيبايي دوستي انسانها و ملتها و موجب تنوع و نشاط فرهنگي و تحرك اجتماعي جامعه جهاني است در معرض هجوم و انقراض است.
با تخريب و تحقير سازمان يافتة هويت ها، شيوة خاصي از زندگي بي هويت فردي و اجتماعي به ملت ها تحميل مي شود.
خانواده كه اصيل ترين كانون انسان ساز اجتماعي و مركز خلق و پراكنش عشق و انسانيت است بسيار تضعيف شده و نقش سازنده آن رو به نابودي است.
شخصيت و نقش محوري زن كه موجودي آسماني و مظهر جمال و مهرباني خداوند و ستون پايداري جامعه است با سوء استفاده برخي از صاحبان قدرت و ثروت دچار آسيب فراوان شده است.
روح آدميان مكدر و حقيقت انسانها تحقير و منكوب گرديده است.
ج): وضع سياست و امنيت
يك جانبه گرايي و‌ استاندارد چندگانه و تحميل جنگ و ناامني و اشغال براي منافع اقتصادي و يا بسط سلطه بر مراكز حساس جهان، عادي شده است.
مسابقه تسليحاتي و تهديد با سلاح اتمي و كشتار جمعي توسط قدرتهاي مسلط امري رايج است. آزمايش تسليحاتِ به مراتب مخرب تر و فوق مدرن و تهديد علني به داشتن آن و دادن وعدة آشكار كردن آن در وقت مقتضي، به ادبيات تازه-اي براي خالي كردن دل ملت ها براي پذيرش دوره جديدي از سلطه بدل شده است. تهديد ملت بزرگ ايران به حملة‌نظامي از سوي صهيونيست هاي بي فرهنگ از نمونه هاي بارز اين واقعيت تلخ است.
بي اعتمادي بر روابط بين المللي حاكم است و مرجع مورد اعتماد و عادلي براي رفع مناقشات وجود ندارد.
حتي كساني كه هزاران بمب اتم و انواع سلاح انبار كرده اند احساس امنيت نمي كنند.
د): وضع محيط زيست
محيط زيست كه ثروت مشترك و متعلق به همه بشر و بستر تداوم حيات انسان است، به واسطه زياده خواهي و تاخت و تاز عده اي بي مبالات و بي مسئوليت و عمدتاً ‌از سرمايه داران جهاني، متحمل گسترده ترين تخريب ها است و در نتيجه، خشكسالي و سيل و زلزله و انواع آلودگي، حيات انساني را به مخاطره انداخته است.
دوستان عزيز ، ملاحظه مي فرمائيد كه عليرغم برخي پيشرفتها هنوز آرزوهاي فرزندان حضرت آدم(ع) محقق نگرديده است.
آيا كسي تصور مي كند كه ادامه نظم موجود بتواند سعادت را به جامعه بشري هديه نمايد؟
همه از وضع موجود و نظام حاكم بين المللي ناراضي و از آيندة‌ آن مأيوسند.
همكاران عزيز؛
آدميان شايسته چنين وضعي نيستند و خداوند حكيم و مهربان كه همه انسانها را دوست دارد چنين وضعي را نپسنديده است. او از انسان كه بالاترين مخلوق اوست خواسته است كه بهترين و زيباترين زندگي همراه با عدالت و عشق و كرامت را در زمين بر پا كند.
پس بايد چاره اي انديشيد.
به راستي مسئول حوادث چه كسي و علت آن كدام است؟
عده اي تلاش مي كنند كه وضع را طبيعي و خواست خدا، و ملت ها را مسئول اصلي
زشتي ها و ناكامي ها معرفي نمايند.
مي گويند:
اين ملت ها هستند كه تبعيض و ظلم را مي پذيرند.
اين ملت ها هستند كه تن به ديكتاتوري و تحميل و زياده خواهي مي دهند.
اين ملت ها هستند كه تسليم اراده هاي استكباري و توسعه طلبي ها مي شوند.
اين ملت ها هستند كه تحت تاثير ترفندهاي تبليغاتيِ گروههاي قدرت قرار مي گيرند و بالاخره اينكه آنچه بر سر جامعة‌ جهاني مي آيد، نتيجه مواضع منفعلانه و سلطه پذيرانة ملتهاست.
اينها استدلال كساني است كه با مقصر جلوه دادن ملت ها، اعمال مخرب و زشت اقليت حاكم بر جهان را توجيه مي-نمايند.
اين ادعاها حتي اگر درست هم مي بودند، قطعاً و حتماً‌ نمي توانستند توجيه كننده استمرار نظام ظالمانه بين الملل باشند. بلكه فقر و ضعف بر ملت ها تحميل و زياده خواهي ها گاه با
فريبكاري و گاه با زور و سلاح اعمال شده و مي شود.
آنان براي توجيه اقدامات ضد بشري خود نظريه تنازع براي بقاي نوع و نژاد برتر را ترويج مي-كنند.
در حالي كه اصولاً‌ و به طور معمول اكثريت دولت ها و توده هاي مردم عدالتخواه، در برابر حق خاضع و به دنبال كرامت و رفاه و تعامل سازنده هستند.
توده هاي مردم به دنبال جهان گشايي و ثروت افسانه اي نبوده اند. آنها با هم اختلاف اصولي ندارند و در حوادث تلخ تاريخ نقش تعيين كننده نداشته اند بلكه خود قرباني حوادث بوده اند.
باور ندارم كه توده هاي مسلمان و مسيحي و يهودي و هندو و بودايي و غيره با يكديگر مشكلي داشته باشند؛ آنان به راحتي با هم انس مي گيرند و در فضاي دوستي زندگي مي كنند و همگي خواهان پاكي، عدالت و محبت هستند.
برآيند مطالبات و گرايشات عمومي ملت ها هميشه مثبت و فصل مشترك آنها، تمايلات فطري و گرايش هاي زيبا و متعالي الهي و انساني بوده است.
حق اين است كه عامل اصلي و مسئول حوادث تلخ تاريخ و وضع ناگوار امروز، مديريت حاكم بر جهان و مدعيان و قدرتمندان بين المللي دل سپرده به شيطان هستند.
نظمي كه ريشه در انديشه ضد انساني برده داري و استعمار قديم و جديد دارد مسئول فقر و فساد و جهل و تباهي و ستم و تبعيض در جاي جاي جهان است.
مديريت و نظم امروز حاكم بر جهان ويژگي هايي دارد كه بايد آنها را مورد توجه قرار داد و برخي از آن ها به اين قرار است:
اول: مبتني بر تفكر مادي و از اين رو غير متعهد به ارزش هاي اخلاقي است.
دوم: بر اساس خودخواهي، فريب و كينه توزي و نفرت شكل گرفته است.
سوم: بر اساس درجه بندي انسانها، تحقير برخي ملت ها، تضييع حقوق ديگران و سلطه طلبي
پايه گذاري شده است.
چهارم: به دنبال بسط سلطه گري از راه تشديد تفرقه و درگيري بين اقوام و ملل است.
پنجم: به دنبال ايجاد انحصار در قدرت و ثروت و علم و فناوري براي گروهي معدود است.
ششم: سازماندهي سياسي در مراكز اصلي قدرت جهان، بر پاية‌ ادبيات سلطه و غلبه بر ديگران استوار است. اين مراكز همه براي کسب قدرتند و نه براي ايجاد صلح و خدمت به مردم.
آيا مي شود باور كرد كه عده اي براي خدمت به انسانها، صدها ميليون دلار در تبليغات انتخاباتي هزينه نمايند.
به زعم احزاب بزرگ در كشورهاي سرمايه داري جهاني، هزينه هاي انتخاباتي در واقع يك نوع سرمايه گذاري محسوب مي شود.
مردم در اين كشورها مجبور به انتخاب احزاب هستند، در حالي كه احزاب درصد كمي از مردم را در عضويت خود دارند.
اراده و نظر توده هاي مردم، از جمله در ايلات متحده آمريكا و اروپا، در عرصه هاي مهم و مستمر تصميم گيري به خصوص در سياستهاي اصلي داخلي و خارجي كمترين تأثير را دارد و فرياد آنان به جايي نمي رسد. حتي اگر 99% جامعة‌خود را تشكيل دهند.
ارزش هاي اخلاقي و انساني قرباني كسب رأي شده و توجه به مطالبات مردم فقط به يك ابزار تبليغاتي در زمان انتخابات مبدل شده است.
هفتم: نظم حاكم بر جهان تبعيض آلود و بر اساس بي عدالتي است.
دوستان و همكاران گرامي
سوال اينست که چه بايد كرد و راه برون رفت كدام است؟
شكي نيست كه جهان نيازمند انديشه و نظم جديدي است. نظمي كه:
1- انسان در آن به عنوان برترين مخلوق خداوند برخوردار از ابعاد مادي و معنوي و داراي فطرت پاك الهي كه حق طلبي و عدالت خواهي از خصائص اصلي آن است شناخته شود.
2- به جاي تحقير و درجه بندي انسانها و ملت ها به دنبال احياي كرامت و پذيرش حُرمت آدميان و كمال و سعادت همگاني باشد.
3- با نگاه جهاني به دنبال صلح، امنيت پايدار و رفاه براي كل جامعه بشري باشد.
4- بر مبناي اعتماد و محبت به نوع انسان و براي نزديك كردن انديشه ها، قلب ها و دست ها و رفع فاصله ها پايه گذاري شود. حاكمان بايد عاشق مردم باشند.
5- بر اساس عدالت و يكساني همگان در برابر قانون و بر پاية استانداردي يگانه باشد.
6- مديران حاكم بر جهان خود را خادم مردم و متعهد به آنان بدانند؛ نه برتر از مردم.
7- مديريت امانتي مقدس از سوي مردم در دست مديران جهاني و نه فرصتي براي كسب ثروت و قدرت بيشتر به شمار آيد.
جناب رئيس، خانم ها و آقايان :
چنين نظمي آيا جز با مشاركت همگاني در مديريت جهاني محقق مي گردد؟
بديهي است روزي كه آحاد مردم و دولتها جهاني بينديشند و با التزام به مباني فوق نسبت به مسائل مهم بين المللي احساس مسئوليت کرده و به مشاركت فعال در تصميم گيري ها مبادرت ورزند، آرزوها فرصت تحقق پيدا خواهند كرد.
با ارتقاي‌ سطح آگاهي ها، مطالبه مديريت مشترك جهاني و معالاً فرصت هاي استقرار آن روز به روز بيشتر خواهد شد.
امروز روز ملت هاست و خواست و اراده آنان تعيين كننده جهان فردا است.
بنابراين شايسته است همه با هم :
1- به خداوند توكل نمائيم و با تمام توان در برابر اقليت زياده خواه بايستيم تا منزوي شوند و دست آنان از مراكز قدرت تصميم ساز در تعيين سرنوشت ملتها كوتاه گردد.
2- بارش لطف و رحمت خداوند را باور و آن را در انسجام و وحدت جوامع بشري جستجو كنيم. ملت ها و دولت هاي برآمده از ارادة‌ آزاد آنان بايد به توانايي هاي بي پايان خود مومن باشند و بدانند كه با اعتماد به نفس در مبارزه با نظام ناعادلانه و دفاع از حقوق انساني پيروزند.
3- با پافشاري بر اجراي عدالت در همه مناسبات و تقويت وحدت، دوستي و گسترش تعاملات اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي در قالب نهادهاي مستقل و تخصصي، زمينه تحقق مديريت مشترك جهاني را فراهم سازيم.
4- براي اصلاح ساختار سازمان ملل، بر محور منافع همگان و مصلحت جهان، تلاش مشترك و هماهنگي را سازماندهي نمائيم. توجه به اين نكته بسيار ضروري است كه سازمان ملل متعلق به ملت هاست و از اين رو وجود تبعيض بين اعضاء‌ اهانت بزرگي به ملت هاست. وجود تبعيض و انحصار در سازمان به هيچ صورت و در هيچ اندازه اي پذيرفتني نخواهد بود.
5- و سرانجام آنكه در توليد و ترويج ادبيات و طراحي ساختارهاي لازم براي مديريت مشترك جهاني مبتني بر عدالت و عشق و آزادي و ضرورت استقرار آن تلاش هماهنگ و گسترده تري داشته باشيم. مشاركت در مديريت جهاني اساس صلح پايدار است.
جنبش عدم تعهد به عنوان بزرگترين نهاد بين المللي بعد از مجمع عمومي سازمان ملل متحد با درك اهميت پرداختن به موضوعيت مديريت جهاني و با فهم عميق نسبت به نقش مديريت ناصحيح در بروز بحران ها و مشكلات موجود گسترده در جهان، شانزدهمين اجلاس خود در تهران را با شعار «مديريت مشترك جهاني» برگزار كرد.
در اين نشست كه با حضور بسيار فعال و پرنشاط رؤسا و نمايندگان محترم بيش از 120 كشور جهان برگزار شد بر ضرورت مشاركت جدي و مؤثر همه ملت ها در مديريت مسائل جهاني تأكيد گرديد.
خوشبختانه اكنون در نقطة‌ عطف تاريخي قرار داريم. از يك سو نظام ماركسيستي ديگر از جايگاهي در دنيا برخوردار نيست و عملاً از صحنه تدبير مديريتي حذف گشته است و از سوي ديگر نظام سرمايه داري نيز در باتلاقي كه به دست خود پديد آورده، گرفتار آمده و ابتكار قابل ملاحظه اي براي حل مسائل مختلف اقتصادي، سياسي، امنيتي و فرهنگي جهان ندارد و عملاً در موضع تدبير مديريتي به بن بست رسيده است.
جنبش عدم تعهد مفتخر است كه يكبار ديگر بر درستي تصميم تاريخي اش در نفي قطب هاي قدرت و طرد نظام هاي لجام گسيخته مذكور تأكيد نمايد.
اكنون اينجانب به نمايندگي از اعضاي جنبش عدم تعهد از همة كشورهاي جهان دعوت مي نمايم كه در مسير فراهم آوردن زمينه هاي مشاركت مؤثر و دخالت جدي در تصميم سازي هاي جهاني، نقش فعال تري را بر عهده گيرند. ضرورت بر داشتن موانع ساختاري و تسهيل در فرآيند مشاركت همگاني بيش از هر زمان ديگري احساس مي شود.
سازمان ملل از كارآيي لازم برخوردار نيست و ادامة‌ اين روند، يعني كاهش اميد به ساختار جهاني براي دفاع از حقوق ملت ها، مي تواند تعامل بين المللي و روحية همكاري جمعي جهاني را به موازات نزول جايگاه سازمان ملل با خدشه اساسي مواجه سازد.
سازمان ملل كه با هدف توسعه عدالت و احقاق حقوق همگاني تأسيس شده است، در عمل، خود گرفتار تبعيض شده و راه اعمال ظلم معدودي از كشورها را بر قاطبة جهاني گشوده و عملاً به ناكارآمدي خود دامن زده است. وجود امتياز وتو و انحصار قدرت در شوراي امنيت به تضييق در امكان اعمال حق و دفاع از حقوق ملت ها انجاميده است.
موضوع اصلاح ساختار چنانكه ذكر آن رفت، نياز مهمي است كه بارها از سوي نمايندگان ملت ها بر آن تأكيد شده، اما به اجرا گذاشته نشده است.
اينجانب از اعضاي محترم مجمع عمومي و از جناب آقاي دبير كل و همكارانشان مصرانه
مي خواهم تا موضوع اصلاحات را به شكل جدي در دستور قرار دهند و سازوكار مناسبي را براي عملياتي كردن آن تعيين نمايند.
جنبش عدم تعهد آمادگي دارد تا سازمان ملل را در اين امر خطير ياري رساند.
آقاي رئيس، دوستان و همكاران عزيز
استقرار صلح و امنيت پايدار و زندگي سعادتمند براي همه بشريت، گرچه يك ماموريت بزرگ و تاريخي، اما شدني است. خداوند مهربان ما را در انجام آن تنها نگذاشته و آن را حتمي الوقوع داشته است چرا كه خلاف آن نقض حكمت است.
او وعده داده است كه مردي از جنس مهرباني، عاشق مردم و عدالت گستر مطلق و انسان كامل، حضرت مهدي(عليه السلام) به همراه حضرت مسيح (عليه السلام) و صالحان مي آيد و با بهره‌گيري از ظرفيت هاي وجودي مردان و زنانِ شايستة همة‌ ملت ها، تأكيد مي كنم با بهره گيري ازظرفيت هاي وجودي مردان و زنانِ شايستة‌ همة‌ ملت ها جامعة‌ بشري را در رسيدن به آرمان هاي با شكوه و جاودانه اش راهبري خواهد كرد.
ظهور منجي آغازي ديگر، تولدي دوباره و زنده شدن مجدد است. آغاز استقرار صلح و امنيت پايدار و زندگي واقعي است.
آمدن او پايان ظلم، بداخلاقي، فقر و تبعيض و آغاز عدالت و عشق و همدلي است.
او مي آيد تا دوران شكوفايي حقيقي انسان و نشاط و شادماني واقعي و پايدار آغاز شود.
او مي آيد تا بازدودن پرده هاي جهل، خرافه و تعصب و گشودن دروازه هاي علم و آگاهي، دنيايي سرشار از دانايي بر پا كند و زمينه مشاركت فعال و سازنده همگاني را در مديريت جهاني فراهم سازد.
او مي آيد تا مهرباني، اميد، آزادي و كرامت را به همه انسانها هديه كند.
او مي آيد تا آدميان طعم دلپذير انسان بودن و شهد شيرين با انسان زيستن را تجربه كنند.
او مي آيد تا "دست ها به گرمي در هم" و "قلب ها سرشار از عشق با هم" و "انديشه ها پاك و هماهنگ بر هم" ، در خدمت امنيت، رفاه و سعادت جامعه بشري درآيد.
او مي آيد تا همه فرزندان سياه، سفيد، سرخ و زرد حضرت آدم (عليه السلام) را از پس يك تاريخ جدايي و فراق به خانه برگرداند و كامشان را به وصال جاودانه، شيرين سازد.
ظهور منجي و مسيح و ياران صالح جهاني آنان نه از طريق جنگ و زور بلكه از مسير بيداري انديشه و توسعه مهر در همگان، آينده هميشه روشن بشر را با طلوع خورشيد پرفروغ و
بي غروب آگاهي و آزادي رقم خواهد زد و در تن سرد و يخ زده جهان شور خواهد ريخت. او بهار را به جان آدميت و جهان بشريت هديه خواهد كرد. او خود بهار است و با آمدنش به زمستانِ وجودِ بشرِ در " زنجير جهل، فقر و جنگ" پايان مي بخشد و فصل شكفتن و شكوه انسان را فرياد مي زند.
اكنون مي توان رايحه خوش و نسيم روح انگيز بهار انسانها را حس كرد. بهاري كه در آغاز آن هستيم اختصاص به نژاد، قوم، ملت و منطقه خاصي ندارد و به زودي همه سرزمين ها را در آسيا، اروپا، افريقا و امريكا فرا خواهد گرفت.
او بهار همة عدالت طلبان، آزادي خواهان و پيروان انبياء الهي است. او بهار انسان است و خرمي دوران.
بيائيم همه با هم در مسير آمدنش با همدلي و همكاري و ايجاد سازوكارهاي وحدت آفرين و آرامش بخش راه بگشائيم و از فيض وجودش جانهايِ تشنة بشريت را سيراب كنيم.
باد بهار، زنده باد بهار و باز هم زنده باد بهار

اخبار استانها

Back to Top

پیاده سازی و طراحی توسط گروه نرم افزاری دیما